مگو با من از آن خدایی که داری
و از شوق بی انتهایی که داری
مرا آهوی چشمهای تو کافيست
و کوران حال و هوايی که داری
مرا می برد تا طرفهای کاشان
همين لهجه آشنایی که داری
به دنبال خود می کشاند دلم را
در این کوچه ها رد پایی که داری
تو را می شناسم از اندوه چشمت
و از قلب بی ادعایی که داری
من و اين همه در هوای تو ماندن
تو و آن همه آشنايی که داری
مرا کاش می بردی ای دوست روزی
به ابری ترين روستايی که داری
1 Comments:
مرا می برد آن طرفهای قزوين
همين باسن خوش نمايی که داری
Post a Comment
<< Home