لالـه ايرانی

Saturday, September 22, 2007

اعتــراف


مرا هزار عاشق است، هزار دل شکسته ام
ولی ز يوغ عاشقی هزار بار رسته ام

هزار نامه و گل از هزار عاشق جوان
گرفته ام و در به روی هر هزار بسته ام

چنان گذشته زندگی ميان بند و بندگی
که من ز دست هرچه مرد زندگيست خسته ام

مرا به سرنوشت مادران من مخوان دگر
که سالهاست از شما و عشقتان گسسته ام

من و خيال سادگی و عشق خانوادگی
بدور باد از گزند هر چه مرد هسته ام

چه خوش خيال و ساده ای که دل به وهم داده ای
گمان چه می بری که من بياد تو نشسته ام؟

چه بيقراری ای پسر، کجای کاری ای پسر
چه می دهی پيام روز و شام دسته دسته ام

که من زترس عشق چون تويی هزار سال پيش
درون خود خزيده ام برون زبند جسته ام

تو را خدا عجيب نيست، مرا هزار عاشق است
ولی ز يوغ عاشقی هزار بار رسته ام

5 Comments:

At 5:33 AM, Blogger ramiz said...

Agar in Eshgh ham nabud, man niz har ruz az zendegiam ra khodkoshi mikardam.
ramiz

 
At 2:25 PM, Anonymous Anonymous said...

motmaem baash agar az hezaar eshgh
ghabli rasteie vali roozi dar daame
eshghi gereftaar khaahi shod!!!

 
At 2:32 PM, Blogger Mehrdad said...

اين شعر لازمه و اقتضاي جواني است
براي يافتن بهترين همراه
ولي بالاخره يک روزي هر شخصي بدام عشق ميافتد.

 
At 9:10 AM, Anonymous رسول said...

لاله

چه بگویم؟ سخنی نیست
می وزد از سر امید نسیمی
لیک تا زمزمه يی ساز کند
در همه خلوت صحرا
برهش
نارونی نیست
شاملو
آجازه بدهید که شعر حافظ و سایه را تقدیمتان کنم تا شاید در این گسستنها و با خود نشستنها و در بستنهادمی مونس شما باشد.

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده
ای
ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم
حافظ
ای عشق همه بهانه از تست
من خاموشم این ترانه از تست
آن بانگ بلند صبحگاهی
واین زمزمۀ شبانه از نست
من انده خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از تست
سایه
------
لاله
در هر شکست فتح دگر هست عشق را
پر می شود زسنگ ملامت سبوی دل
لاادری

 
At 9:40 PM, Anonymous karim said...

hezaar khaam ,tamanaaye booseh-at daarand
hezaar dast, be raahe toe ,daam mikaarand
hezaar baar shanidi, dobaareh migooyam
be hoosh baash ,ke paayat be daam
nagzaarand.....karim

 

Post a Comment

<< Home